وظایف کارگزاران در کلام امیر(ع) : کارگزارِ مغرور خدا را بنده نیست

مولای متقیان (ع) می فرمایند:
یک انسان وقتی قدرتی پیدا می کند و صاحب حکومتی می شود و بر مردم سرپرستی می کند، دچار تکبر و غرور شده و دیگر خدا را بنده نیست و بندگان خدا را برده خود می داند.
سید محمد مهدی جعفری نهج البلاغه پژوه با تشریح وظیفه کارگزاران در در نهج البلاغه و کلام امیرمومنان (ع) اظهار کرد: بخش نامه هایی که مولای متقیان حضرت علی (ع) به کارگزاران ابلاغ می کردند مفصل بوده و برای هر یک وظایف جداگانه ای تعریف می کردند.
1

وی ادامه داد: به طور مثال کارگزاری که فرماندار بود وظایف خاصی داشت و کارگزاری که رسالت قضا و قضاوت را بر عهده داشت، وظایف او به گونه ای دیگر تبیین می شد اما به طور کلی آن کارگزاری که به معنای فرماندار و استاندار مد نظر است، نامه ای خطاب به مالک اشتر بوده که البته خاص این شخصیت نیست و در حقیقت حضرت امیر (ع) آن را برای تمام کارگزاران مرقوم کرده اند.
جعفری با اشاره به نامه ۵۳ نهج البلاغه بیان کرد: در این نامه که به عهدنامه مالک معروف است، امیرمومنان (ع) به طور کلی چهار وظیفه را برای مالک اشتر تعیین می کنند: گرفتن مالیات و خراج، جنگیدن با دشمن (اگر دشمنی باشد، سپاه آماده ای نیز وجود داشته باشد که در صورت حمله، بتوانند دفاع کنند)، درخواست اصلاح مردم (یعنی از آنها بخواهد که وضع خود را اصلاح کنند و این اصلاح غیر از اصلاح اقتصادی است بلکه اصلاح فرهنگی است) و آبادی سرزمین.
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز اضافه کرد: در حقیقت هر یک از این موارد جزیی را حضرت به صورت مفصل در نامه خود به مالک گوشزد و سفارش کرده و به تفصیل بیان می کنند پیش از آن که بخواهد این وظایف را انجام دهد، چند مورد از اصولی که لازمه شخصیت یک کارگزار است و برای انجام وظایف به آنها نیاز دارد، باید آن حالات را در خود ایجاد کند.
وی تصریح کرد: در این عهدنامه حضرت (ع)‌ به مالک و بقیه کارگزاران توصیه می کنند که نخست تقوا و پروای الهی را داشته باشند و فرمان او را بر هر بشر دیگری ترجیح دهند و آن چه را خدا فرمان داده جلو اندازند و از کتاب او قرآن و مسائل واجب و مستحبی که پروردگار امر کرده، اطاعت کند.
مولف کتاب «آشنایی با نهج البلاغه» ادامه داد: پس از آن حضرت علی (ع) می فرمایند: یک انسان وقتی قدرتی پیدا می کند و صاحب حکومتی می شود و بر مردم سرپرستی می کند، دچار تکبر و غرور شده و دیگر خدا را بنده نیست و بندگان خدا را برده خود می داند.
 وی در ادامه اذعان کرد: از این رو حضرت امیر (ع) تذکر و فرمان می دهند که در هنگام شهوات و هر خواسته ای که انسان را تحریک می کند تا به دنبال آن رود، نفس خود را بشکند و در هنگام سرکشی نفس، او را از سرکشی باز دارد زیرا نفس انسان را به شدت به بدی فرمان می دهد، مگر این که رحمت خدا شامل حال او شود.
 این پژوهشگر متون دینی با تاکید بر این که به گفته قرآن کریم، نفس فرمان دهنده به بدی است، ابراز کرد: بعد این که مولای متقیان (ع) آن چهار وظیفه و در پیش گرفتن تقوا و طاعت خدا را تذکر می دهد، سایر وظایف را نیز برای مالک تشریح می کنند.
جعفری خاطرنشان کرد: در تمام فرمان ها و بخش نامه ها به کارگزاران، مولای متقیان حضرت علی (ع) مسائل اجرایی را از مسائل فرهنگی و معنوی جدا نمی کنند به دلیل آن که در اسلام ما نمی توانیم برای مثال اقامه نماز را جدا از پرداخت زکات بدانیم بلکه این دوچنان به هم وابسته اند که بدون یکی از آنها، دیگری معنایی ندارد و حتی هیچ یک بر دیگری مقدم نیست و مثلا نمی توانیم بگوییم نماز بر زکات مقدم است.
این نهج البلاغه پژوه یادآور شد: بنابراین حضرت علی (ع)، توجه و مدیریت مسائل اقتصادی و مالی که وظیفه یک کارگزار است را با اهمیت دادن به مسائل فرهنگی و دینی برابر و یکی می دانند و در لا به لای توصیه های خود به آنها، تقوای الهی، از بین بردن غرور و تکبر در مقابل مردم و خدمت گزار بودن و ترجیح خواسته های مردم را بر خواسته های خود (کارگزار) گوشزد می کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.